عبد الحي بن فخر الدين الحسني

73

نزهة الخواطر وبهجة المسامع والنواظر

الفاضل : فاضلى كو همه در فكر فروع است وأصول * گاه انديشهء معقول كند گه منقول مردمان را همه خواند بخدا وبرسول * اين‌همه از پى آنست كه زر ميخواهد الكيمياوى : كيمياگر كه همين رنج برد در عالم * سازد از سيسهء دل در نفسي كوزه دم خويشتن را بگذارد ز تف آتش غم * اين‌همه از پئ آنست كه زر ميخواهد الطبيب آن طبيبى كه تراكيب ومعاجين سازد * بعبارات حكيمانه سخن پردازد هر دم صبح بقاروره نظر اندازد * اين‌همه از پئ آنست كه زر ميخواهد الخطاط : خوشنويسى كه شب وروز كند مشق جنون * گردنش دال وسرش وأو وتنش گردد نون ديده‌اش صاد ولبش با ودلش باشد خون * اين‌همه از پئ آنست كه زر ميخواهد